تبلیغات
نوشــتـه هـایـــے از جــنـسـِِ ِ ِ بــارانـِِ ِ ِ - 147
تاریخ : یکشنبه 13 مرداد 1392 | 11:43 ق.ظ | نویسنده : Ʀεzα ʍεƦικhι

(مخاطب خاص)

مهربونم،

         نازنینم، بهترینم .

                    عشقم، امیدم، جونم.

                                        با توام ، با تو، دنیای من.

میخوام لحظه هام رو با تو بگذرونم. تمام لحظه های که حالا دارم و نمی دونم چند سال، چند ماه، چند هفته، یا چندروز دیگه میتونم و فرصت دارم با تو باشم یا نه؟!

ارزش این لحظه ها رو با هیچ چیز دیگه نمیتونم برابر بدونم.

میخوام تو تمام لحظه هایی که میتونیم داشته باشیم،با تو باشم.

 کنارت،

         همراهت،

                          هم قدم

                            و هم نفس با نفس کشیدنت.

میخوام تا میتونم صدای قلب مهربونت رو بشنوم. تا میتونم نفسهات رو بشنوم و حفظ کنم.

میخوام ضربان قلبت رو بشمارم تا وقتی نیستی، از حفظ بشمارم و ثانیه هام رو با تو تنظیم کنم.

کنارم بمون، تا زنده بمونم. با من باش، تا دووم بیارم.

مراقب چشمات باش، تا امیدوار بمونم. مراقب قلبت باش، تا زنده بمونم. مراقبم باش، تا کنارت بمونم.

گفتم، هزار بار دیگه هم میگم:

دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم مهتابم . . . تا هر زمان که زنده باشم.

پ.ن: دلم خیلی گرفته ، داغونم ، خستم ، دلم تموم شدن میخواد ، دلم مرگ میخواد ، دیگه تو این دنیا هیچی برام مهم نیست ، فقط میخوام برم میخوام برم به اون چاردیواری تنگ و تاریك كه بش میگن قبر ، میخوام برم اون دنیا ، فرقی نمیكنه بهشت یا جهنم ، فقط میخوام برم ، دعا كنید هر چه زود تر به خواستم برسم..



CM

  • قالب بلاگفا
  • ایرانی فون
  • ضایعات
  • پیج رنک